على ربانى گلپايگانى
133
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
دارد ، و اين همان ثبوت وجود براى ماهيت است ، مىگويد : ما قبول نداريم كه مشتق حتما بايد مركب باشد « 1 » ، و اصولا اشتقاق در اين جا ( كلمه موجود ) حقيقى نيست ، بلكه صورت اشتقاق را دارد نه واقعيت آن را . همانگونه كه اشاره گرديد ، اين پاسخ بر مبناى اصالت ماهيت صحيح است و روح جواب با پاسخ صدر المتألهين يك چيز است ، تنها فرق آن دو ، در اين است كه صدر المتألهين وجود را اصيل مىداند ، و براى ماهيت ثبوت قائل نيست ( مگر ثبوت مجازى ) و صدر الدين دشتكى براى وجود ثبوتى قائل نيست ، مگر ثبوت مفهومى و مجازى « 2 » . 4 - وجود افراد عينى ندارد : گروهى از متكلمان در پاسخ اشكال گفتهاند ، آنچه براى وجود ثبوت و تحقق دارد دو چيز است : 1 - معناى مطلق و عام وجود . 2 - حصص « 3 » يعنى معنى و مفهوم مقيد وجود ، كه از اضافه آن به ماهيت پديد مىآيد . و اين هردو ثبوت ، ثبوت مفهومى و ذهنى است نه ثبوت خارجى ، ثبوت خارجى مربوط به افراد است ، كه ، مركب از مجموع مقيد ( وجود ) و قيد ( انسان يا ماهيات ديگر ) و تقيّد ( نسبت مقيد به قيد ) مىباشد و براى وجود چنين چيزى تحقق ندارد . اين پاسخ علاوه بر اينكه خود مطلب نادرستى است ، بيگانه از اشكال است ؛ زيرا اشكال مربوط به ثبوت خارجى وجود نيست ، بلكه مربوط به عالم ذهن است ، و همانگونه كه يادآور شديم ، روح اشكال اين است كه قضيهء « الماهية
--> ( 1 ) مير سيد شريف نيز قائل به بساطت مشتقات است ، به اسفار ، ج 1 ، ص 41 و شرح مشاعر ص 117 رجوع شود . استاد شهيد مطهرى ( رحمه اللّه ) بررسى جامعى درباره مفهوم مشتق نمودهاند به شرح مبسوط منظومه ج 2 ، ص 208 رجوع شود . ( 2 ) اسفار ، ج 1 ، ص 44 تعليقه حكيم سبزوارى . ( 3 ) « و الحصة الكلى مقيدا يجى - تقيد جزء و قيد خارجى » ، شرح منظومه بحث وحدت و كثرت وجود .